تبليغاتX
وصال
صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | rss

  آینه بر رخ سایه آفتاب می کشد!

 

بعضی از ضرب المثل های عامیانه بسیار لطیف و پر معنا است. اگر در مورد کسی اطلاق گردد تا آخر عمر با همان نشانه شناخته می شود و دیگر کسی آن فرد را به اسم خودش حتی نمی شناسد.

عرف عام تنها دریچه روشنی است که می توان بر چهره تاریک هر شخصی روشنائی انداخت و او را شناخت و شناساند.

دید توده مردم و تفکر ی که از متن مردم در قالب زیبای ضرب المثل به منصه ظهور می رسد بسیار رسا، شفاف و عمیق می باشد.آئینه ای را مانند است که بر رخ سایه آفتاب می کشد.

در مورد تداوم ظلم و ستم، این گونه رسا و صریح بیان می کند که : تا جهان باقی است ظالم در پی فکر فساد است.

در باره شخصی که در بین مردم می خواهد شیطنت کند و یکدیگر را به جان هم بیاندازد، زمانی که می خواهند نقشه هایش را نقش بر آب نمایند می گویند: از چل چل سگ آب نجس نمی شود.

هنگامی که یک وضعیت آنارشیزمی، در بین جامعه بروز می کند و می خواهند عمق این فاجعه را بازگو کنند می گویند: عجب!دنیا با کون خود آمده است.

زمانی که می خواهند مستقیم  دشمن امنیت و یک رنگی را مورد خطاب قرار دهند می گویند: تفرقه بیانداز و حکومت کن.

در هر زمینه و مسئله ای بسیار شفاف، صریح، بی پرده و بدون تعارف به تبیین می نشینند.

درمورد دوگانگی سیاست دولت و حاکمان کابل به یاد این ضرب المثل افتادم که : قربان شوم خدا را یک بام و دو هوا را!!

با گفتن این ضرب المثل توضیحات اضافی کار بیهوده ای خواهد بود.

تنها اشاره به مسئله کوچی ها می نمایم که چگونه دولت با سر نوشت مردم ما توسط کوچی وبه بهانه آنها بازی می کند و در پشت تریبون ها دم از عدالت و حقوق مساوی می زنند و می خواهند فرهنگ وحدت ملی را ترویج بسازند، در حالی که خود بزرگترین مانع بر سر راه وحدت ملی می باشند.

لازم است دوستان برای آگاهی بیشتر به مشعل که نویسنده  دردمند کوه بیرونی به این مسئله خوب پرداخته است مراجعه نمایند.   

به یاد دارم که زمانی همه جا با خشونت رفتار می کردند و می گفتند مردم حق استفاده از اجناس آمریکائی را ندارند. حتی داروهای آمریکائی!! که مردم سخت به آن نیاز داشتند.

اگر کسی به همکاری با افراد و ... آمریکائی متهم می شد، همان چوبه دارش می گردید.

نشست و برخواست با آنان را که اصلا تحمل نمی کردند. دست دادن با آنان بویژه قشر اناث شان حتی تصورش را حرام می دانستند.

اما امروز دنیا سرچپه شده! و به گفته تیز بینان زیرک توده عوام که سالیان متمادی طعم تلخ  شلاق ستم این ستم پیشگان را چشیده اند، دنیا با کون خود آمده که نسبت به همان هائی که خوردن گندم و گولی (قرص) شان را حرام  می دانستند ذلیلانه هر صبح و شام ادای احترام می کنند.

 ذلت بارتر اینکه امام جمعه بامیان با زنِ بوش خانم لورا بوش در شهر باستانی و تاریخی بامیان در مراسمی دست می دهد.( برای دیدن عکس به این آدرس مراجعه کنیدبامیان) در حالی که عمامه آخوندی بر سر و چپن شیخی بر دوش دارد. با این وضعیت باید ترسید از آن روزی که اگر خود بوش در افغانستان بیاید همین طیف آدم های بی مصرف و ... زنان و دختران خود و مردم را آرایش داده، در آغوش بوش قرار دهند.

هر چند در سایه ها خود را پنهان نمایند اما تفکر آیینه مانند مردم، بر رخ سیاه شان آفتاب خواهد انداخت.

شرم تان باد که این گونه با دین و دیانت بازی می کنید. چگونه پیشاپیش صفوف مؤمنین می ایستید و داعیه رهبریت دینی را دارید؟ مردم را وعظ نموده  و خود اینگونه جلوه می کنید؟!!

نویسنده : حیدری (احمد کاشفی ) | ساعت 20:14 روز چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387
| لینک ثابت

  پیرمرد وجوان

کلًه ها زیاد بود و کلام ها گوناگون. همه خود را دانا می پنداشتند. همه چیز فهمی در آن جمع حاکم بود. اسب سخن در میدان عقل وعاقل به مسابقه افتاده بود.

پیرمردی که حقیقتا دانا بود واهل دل، درآن جمع حضور داشت. دقایقی را باسکوت سپری کرد. انحراف مفاهیم و کج فهمی را می دید.

همه می گفتند: عقل یعنی زرنگی، باهوشی، قدرت تحلیل، سیاست بازی و...

پیرمرد لب به سخن گشود.گفت: پس عاقل کیست؟ یکدفعه همه سکوت کردند. جوانی که خود را دانا می پنداشت، زبان بازی را آغاز کرد. گفت: عاقل کسی است که اهل سیاست باشد. بتواند منافعش را تشخیص دهد.دردنیای امروزی نیرنگ داشته وبا حیله گری آشنا باشد.

پیر مردگفت: ببینم جوان این علائم را درخود می بینی؟ جوان که درجمع خود را هم صحبت پیرمرد دید احساس کلانی نموده گفت: آری.

شخص دیگری که کمی جوان رامی شناخت گفت: درمورد دروغ گوئی چه نظرداری؟ جوان بانگاه تحقیر آمیز گفت:دردنیای پیشرفته امروزدیگراین دروغ نیست، تاکتیک است.اگرتاکتیک بلد نباشی شکست می خوری. آن شخص جوابی نداشت وخاموش ماند.

پیرمرد دوباره لب به سخن گشود و گفت: پسرم قدرت سخن گفتنت قابل تحسین است وباکنایه گفت: اینکه گفتی سیاست داشت ومنافع راتشخیص داد، درست. اما درمورد بازی بازیِ که گفتی نیرنگ بازو نمی دانم چه چی باز، اینها نشانه عقل نیست.وآنانیکه آن گونه اند نیز عاقل نمی باشند. وگرنه بامعاویه فرقی نخواهند داشت.

بعد گفت روایت شده که ازحضرت امام صادق (ع) پرسیده شد: عقل چیست؟ فرمود: چیزی است که خداوند رحمان با آن پرستش می شود وبوسیله آن بهشت به دست می آید.سئوال کننده پرسید:پس آنچه که معاویه داشت چه بود؟که او را آن چنان سیاست بازوحیله گر و نیرنگ باز ساخته بود.

حضرت فرمود: آن چه او داشت نیرنگ وشیطنت بود وآن شبیه عقل است نه خود عقل.

 

نویسنده : حیدری (احمد کاشفی ) | ساعت 8:42 روز جمعه بیست و چهارم خرداد 1387
| لینک ثابت

  رویا روئی

 

درحوزه ی فکر واندیشه ی مردم انس و دل بستگی به مسائل و مواردیست که سالیان سال ازعمر شان گذشته که تاریخ وقوعش معیار قرار می گیرد.

از دیگر سوی مسائل جدیدی مطرح گردیده که رنگ و لعاب دل فریبش ذهن ها ودل ها رابه سمت خود متمایل می سازد.

درحوزه دین و دیانت نیز امروزه نسل جدید، آن پایبندی گذشتگان رانداشته وحالت بی خیالی در رفتار شان مشهود است.

آنانی که سنی را گذرانده و به اصطلاح خودشان سردی وگرمی روزگار را چشیده و به  تجربه در یافته اند که با دین داری راحت ترمی توان سخت ترین حوادث و دشوار ترین رخ داد ها را پشت سرگذاشت. بدون این که خللی در نظام فکری شان مشاهده گردد.

اما تازه به دوران رسیده ها که به اصطلاح پیرمردان شوخ طبع و زیرک، هنوز خون شا ن آوگین است ودهن شان بوی شیر می دهد،با یادگیری چند اصطلاح، طرز تفکر و بینش آنها را قبول نداشته وغیر علمی می پندارند.

هرچند باید اذعان داشت که واقعا درزندگی علمی عصر کنونی تحول بزرگی ازلحاظ یادگیری رخ داده  اما آن پختگی و استحکام را هنوز درزندگی عملی بدست نیاورده اند و لذا است که سنٌت پیشینیان را راحت و به صورت مطلق مورد نقدِ ( اگربتوان گفت) یک سویه وغیر منصفانه قرار می دهند.

پیشرفت علم، صنعت و تکنولوژی را یدک می کشند بدون این که به محتوا و درون مایه ی اصلی ی آنها دقت شود و تعمق محوری را پیشه خود قرار دهند.

درست است که شگفت انگیز و رشد تکنولوژی چشم گیری در دنیا اتفاق افتاده است که متأسفانه دور از دید سیاست بازان حیله گر نمانده است. صاف ودست نخورده مورد بهره گیری قرار نمی  گیرد تا از منفعت شان به صورت درست استفاده گردد.

تجدد و صنعت نوین رانمی توان ازحد خودش فراتر  قبول کرد و فراتر از حوزه کاربردش سرایت داد. از این حیث که نیازهای مادی بشری را برطرف می کند تنها درهمین حوزه  خوب است، لکن نیازمندی های روحی و معنوی را نمی تواند برطرف نماید.

می گویند مردی رفت ماست خرید. برگشت پیش ماست فروش. ابتدا ازاو تشکرکرد وبعد سیلی محکمی به صورتش زد. ماست فروش از روی تعجب پرسید این چه کاری بود که  با من کردی؟ اول تشکر کردی وبعد سیلی زدی. آن مرد گفت حیث شان فرق داشت. از این  حیث که ماست به من دادی تشکر کردم لکن چون ترش بود سیلی زدم که چرا ماست ترش به من دادی.

صنعت وتکنولوژی امروزی نیزچنین است که باید به حیث شان توجه کرد. چون برطرف کننده نیازهای مادی است ورفاه مادی را به ارمغان می آورد باید از آن بهره گرفت.

اما درحوزه دین که تأمین کننده نیازمندی های روحی، روانی وعاطفی است نمی توان از تجدد،تکنولوژی و صنعت این انتظار را داشت و مرید صددرصد آن شد.

 

نویسنده : حیدری (احمد کاشفی ) | ساعت 20:14 روز یکشنبه دوازدهم خرداد 1387
| لینک ثابت